محمد رضا واليزاده معجزى

24

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

ومرج آن خاتمه بخشد و آن‌گاه از اين سنگر به خوزستان حمله كند . براى اينكه غير از اين ، كار سوق [ دادن ] اردو بدان ناحيه مقدور نبود . مأموريت غرب [ . . . ] امير احمدى خرم و خوشحال احكام خود را دريافت داشت 2 و سرتيپ محمد خان زكريا [ شاه‌بختى ] را كه او هم مردى رشيد فداكار بوده برداشت و به كرمانشاه مراجعت نمود . لكن قبل از حركت به كرمانشاه به نظرش رسيد كه اگر براى منطقه لرستان حكمران مجربى هم معين شود كه در مواقع لزوم بتواند از فكر او استفاده كند ، بسيار مناسب خواهد بود . لذا جريان را به عرض رسانيد و با پيشنهاد خود امير احمدى ، ميرزا على محمد خان بنى آدم شريف الدوله به سمت والى لرستان 3 و بروجرد معين شد و به صوب محل مأموريت حركت و در بروجرد مستقر گرديد . امير احمدى به بروجرد و از آن‌جا به همدان وارد مىشود نيرويى كه امير احمدى با آن مىخواست لرستان را تسخير سازد با يك فوج پياده كه از تهران به او دادند روى هم رفته به دو هزار و پانصد نفر مىرسيد . مسلما اين عده متناسب با جمعيت كثير عشاير لرستان كه در آن اوقات كه تنها ايل بيرانوند را هجده‌هزار خانواده تخمين زده بودند ، نبود . ( اگر هرخانواده را به‌طور متوسط پنج نفر در نظر بگيريم ، تنها [ افراد ] ايل بيرانوند به نود هزار نفر بالغ بوده‌اند . ) لكن در مقابل كمى نفر ، تجهيزات و توپخانه و وسايل جنگى آنان كافى و جبران كمى نفرات را مىكرد . زيرا آن هنگام بيشتر عشاير لرستان مسلح به تفنگهاى بىارزش ورندل و امثال آن بودند كه با مسلسلهاى سبك و سنگين و توپهاى كوهستانى اصلا قابل مقايسه نبود . قسمت عمده لشكر غرب به حركت آمده و بالاخره اول پاييز 1301 به بروجرد وارد شدند . سرتيپ محمد زكريا فرمانده ستون بوده و چون وى در جنگهاى صحرايى تجاربى داشته و نيز ذاتا مردى جسور و شجاع بود ، لذا امير احمدى نهايت اميدوارى را به اين افسر داشت و بعد از ورود به بروجرد و ملاقات با سران قوم و ديدوبازديد به همدان عزيمت نمود و كارها را به شاه‌بختى ( سرتيپ محمد خان زكريا ) سپرد .